على اصغر شميم

397

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

ادبى ايران » در دوره‌ى قاجاريه به قلم ابراهيم صفايى : « در زمان خاقان شهيد ( آغا محمد خان ) عفى اللّه عنه اسمه ، كه زمان امان و امان زمان بود ، امير ايروان به تسخير بلاد ارمنيه مأمور گشت كه آن ملك را به دست آورد و در آنجا نشست كند با عدت تمام بدانجا تاختن كرد ، فتح آنجا ميسر و مبشر فتح به سلطان فرستاد ، لشكريان اموال به غارت برده و اسيران به قيد آورده به امير عرضه كردند . دخترى در غايت جمال در حلقه‌ى اسيران بود ، بت كافران و حور اسلاميان ، اختران را ماه و پريان را شاه ، دل طفل صغير مرده بر او جنبيدى و خاطر افسرده شيخ كبير به هواى جوانى برو چميدى . در حال امير اسير و اسير امير شد » . فاضل خان گروسى - ميرزا محمد از طايفه‌ى بايندر از مردم گروس ( بيجار ) كه دوران طفوليت و اوايل جوانى را به سختى و مشقت گذرانيده بود ، به وسيله‌ى فتحعلى شاه صبا ، ملك الشعراى دربار فتحعلى شاه به حضور شاه بار يافت و خط خوش و نثر روان و سليس او مورد پسند شاه واقع شد و دستور داد كه وسايل كسب دانش علوم عصر را براى او فراهم آورند . ميرزا محمد كه بر اثر تشويق فتحعلى شاه و سرپرستى صبا در كسب دانش و سواد و ممارست در نويسندگى به حد كمال خود رسيده بود ، مورد لطف شاه قرار گرفت و به فاضل خان ملقب و از جانب شاه به وزارت همدان منصوب گرديد ولى پس از مدتى بر اثر افراط در بذل و بخشش و زياده‌روى در خرج مقروض شد و بار ديگر به تهران آمد و در دوره‌ى سلطنت محمد شاه با سمت منشى مخصوص شاه در دربار به خدمت گماشته شد . اينك نمونه‌اى از نوشته‌هاى فاضل خان گروسى « 1 » : « در اوان دولت كريم خان زند كه عالم همه بازار شكر و قند بود ، دختر خوش‌منظرى ، سيمين‌برى ، عشوه‌گرى ، شيطانه‌اى ، فتانه‌اى ، قواده‌اى ، قواله‌اى ، سحاره‌اى ، مكاره‌اى ، غداره‌اى ، پيمانه‌نوش ، مردانه‌پوش ، با عالم عام ناز از شيراز به همدان آمد و آتش خرمن پير و جوان شد » . « به مفاد : قوس ابرو تير ، غمزه دام كيد - بهر چه دادت خدا ؟ از بهر صيد - زاهدان را گرفتار بند خود و عارفان را مگس قند و بسته‌ى كمند نمود . هزار تاجر را فاجر كرده زر و سيم اندوخت . به قوت جاذبه از هر نمى يمى و از هر دانه‌اى ، پيمانه‌اى به دست آورد . . . پس از سفيدى مو و سياهى رو و زردى دندان و خشكى پستان و قطع عادت و ختم لعنت ، متعه چاووشى شده بر درازگوشى نشسته به زيارت كربلا رفته و طيب و طاهر گشته به سلامت بازآمده و كربلايى ننه

--> ( 1 ) - نقل از كتاب « نهضت ادبى ايران در دوره‌ى قاجاريه » ، به قلم ابراهيم صفايى .